محمدجواد ظریف در گفت وگو با حسین جابری انصاری در برنامه “به وقت ایران” ایرنا

تهران – ایرنا – “به وقت ایران” عنوان برنامه جدید تلویزیون خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) است که به بررسی ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه علیه ملت ایران میپردازد. این مجموعه گفتوگوهای تصویری با چهرهها و شخصیت های ملی با هدف واکاوی انسجام و همبستگی شکلگرفته حول ایران، علل جنگ و توقف آن، و آینده سیاست های ملی طراحی شده است.
به گزارش گروه سیاست خارجی ایرنا، در نخستین برنامه به وقت ایران، حسین جابری انصاری مدیرعامل ایرنا به عنوان یک کارشناس در بحث و گفتگویی صریح با محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه، به ابعاد مختلف این رویداد میپردازد. این گفتوگو فرصتی است تا روایت یکی از دیپلمات های برجسته ایران از جزئیات “آنچه در این ۱۲ روز همه ایران برای ایران انجام داد” را بشنویم.
بسم الله الرحمن الرحیم. با نخستین برنامه «به وقت ایران» در خدمت شما هستیم؛ در روزهای خاصی که برای ایران و ایرانیان در پی تهاجم وحشیانه دوازده روزه رژیم صهیونیستی به کشورمان ایجاد شده است. یک بار دیگر در بستر این فضای ایجاد شده، مسئله ایران در میان ملت و نخبگان ایرانی به طور جدیتری مطرح شده است. در برنامه به وقت ایران تلاش خواهیم کرد به واسطه گفتگو با نخبگان ایرانی در حوزههای مختلف، نگاه و مروری داشته باشیم به آنچه در دهههای گذشته بهویژه در عهد پسا انقلاب اسلامی در ایران گذشت. با مرور سریعی وضعیت حال را نگاه خواهیم انداخت و تلاش خواهیم کرد این مقدمات را با نگاه به آینده پیش ببریم؛ این که چه باید کرد و چگونه امور کشور را باید به نحو بهتری تدبیر کرد.
در برنامه امروز، در خدمت یکی از فرزندان ایران و نخبگان ایرانی، دیپلمات شناخته شده و برجسته ایران، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران و استاد دانشکده مطالعات جهان و پیشتر دانشکده روابط بینالملل، جناب آقای دکتر محمدجواد ظریف هستیم. خوشحالیم که امروز در خدمت شما هستیم در برنامه به وقت ایران.
بسمالله الرحمن الرحیم. بنده هم اولا سلام میکنم خدمت بینندگان عزیز، دوستان خوبم، و تشکر میکنم از شما برای این دعوت کریمانه. تسلیت عرض میکنم ایام عاشورای حضرت اباعبدالله (ع) را و درود میفرستیم به همه شهدا؛ شهدای عاشورا و کربلا و شهدای دیگری که در این مدت در راه آزادی شهید شدند، بهویژه شهدای اخیر تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران. روح همه آنها شاد و راهشان پررهرو.

خیلی ممنونم آقای دکتر که این فرصت را برای ما فراهم کردید برای یک گفتگوی دوستانه و جدی. امیدواریم که نتیجه این گفتگو مفید باشد و بینندگان و ملت ایران مباحث آن را دنبال کنند.
در فضای پساجنگ دوازده روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، به نظر میرسد که نوعی انسجام اجتماعی بارز، در میان اقشار مختلف جامعه ایران و نخبگان ایرانی ایجاد شده است. به نحوی که دقیقاً برخلاف جمعبندی و شاید شرطبندی رژیم صهیونیستی و کسانی که متحدان رژیم صهیونیستی در حمله به ایران بودند، عنصر اجتماعی و انسجام اجتماعی ایرانیان، یک فضای جدیدی را نشان داد. تعبیر من این است که در پرتو این تحول جدید به روشنی مشخص شد که اغلب ایرانیان در داخل و خارج کشور وفادار به کشور خودشان و ملت خودشان هستند و کسانی که در واقع این بیوفایی را دارند و خارج از قالب وفاداری میگنجند، به تمام معنای کلمه «اقلیت محض» هستند.
به نظرم میرسد این یک فرصت جدیدی است که اگر از سوی نخبگان ایرانی به خوبی دریافته شود، بهویژه از سوی حکومت و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، یک فرصت طلایی خواهد بود که از دلِ این خون و آتش، و این بحرانی که ایجاد شده، ققنوس ایرانی، به تعبیری که به کار برده میشود، بار دیگر با جدیّت به پرواز در بیاید. این مسئله منوط به این است که این لحظه به درستی دریافته و مختصات آن خوب شناخته بشود؛ به گذشته و مسیرهایی که رفتهایم نگاه شود، و بیش از آن نگاه به آینده داشته باشیم که چه باید کرد و چه مسیرهایی را باید طی کرد.
فکر میکنم یکی از مباحث اساسی که باید به آن پرداخته شود تا موضوع انسجام اجتماعی از یک لحظه استثنایی به یک واقعیت مستمر تبدیل شود، این است که دوگانههایی که غالباً در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران به طور مستمر تولید و بازتولید شدهاند و بسیاری از آنها دوگانههایی ساختگیاند؛ دوگانههایی هستند که ما در ذهن خودمان میسازیم، در حالیکه در دنیای واقعیت، شاهد یگانگی و کنار هم قرار گرفتن این عناصر هستیم. فکر میکنم، یکی از کارهای خوبی که میتوان انجام داد و در برنامه «به وقت ایران» هم به آن خواهیم پرداخت، این است که مقداری این دوگانهها را حلاجی و بررسی کنیم و ببینیم آیا میشود تصویر دیگری مبتنی بر مفهوم یگانگی ارائه کرد یا نه؟
در طول تاریخ ایران همواره مهمترین عامل قدرت ایران «مردم این سرزمین» بودهاند. اگر به هر برهه تاریخی نگاه کنیم، این مردم بودهاند که کشور را حفظ کردهاند؛ در همین برهه هم مردم بودند که آن را به هم زدند و اجازه ندادند این تصور و توهم به واقعیت بپیوندد.
برای آغاز بحث، در ابتدای گفتگو با جنابعالی، از سیاست خارجی شروع نمیکنیم، بلکه با یک مفهوم گستردهتر وارد بحث میشویم و سپس به سیاست خارجی نیز خواهیم پرداخت. تعریفی که من بر اساس مطالعات تاریخی از هویت دولت و ملت ایران دارم این است که ما عناصر هویتبخش تاریخی داریم. بیتردید، یکی از این عناصر، عنصر ایرانیت است. ایرانیان، به عنوان یک ملت و دولت کهن، از کهنترین دولتها و ملتها و امتهای جهان هستند. بنابراین، عنصر ایرانیت یک عنصر اساسی و بنیادین هویتبخش دولت و ملت ایران در سیر تاریخیاش است. علیرغم همه فراز و نشیبها و حتی پرانتزهای تاریخی، آمد و رفت اقوام خارجی و سیطرههای مختلف، این عنصر کمابیش باقی مانده و همواره یک عنصر هویتبخش بنیادین بوده است.
عنصر دوم هویتبخش بنیادین دولت و ملت ایران که از مقطع پسااسلام جزئی اساسی و بنیادین از هویت ایران و ایرانیان، و دولت و ملت ایران شده، عنصر اسلام است. این عنصر تثبیت میشود و نهتنها عنصر ایرانیت را کنار نمیگذارد، بلکه به آن افزوده میشود و ارزش افزودهای برای عنصر ایرانیت ایجاد میکند و به مرور زمان تثبیت میگردد.
عنصر سوم هویتبخش که هویت دولت و ملت ایران را شکل داده و تا دوره معاصر و تا همین اکنون که ما صحبت میکنیم وجود دارد، عنصر تشیع است؛ به عنوان خوانشی از اسلام که هم در کنار اسلام و هم به عنوان یک عنصر هویتبخش سوم مطرح میشود؛ به دلیل خوانش خاصی که از اسلام دارد، جزو عناصر هویتبخش بنیادین دولت و ملت ایران شده است. بهرغم تغییر حکومتها و آمد و رفتها، و تغییر سلسلهها تا قبل و بعد از انقلاب اسلامی، به اعتقاد من این عناصر هویتبخش قابل تغییر نیستند و عناصر تاریخی به شمار میروند.
من معتقدم آنچه به انقلاب اسلامی منجر شد، خروج از موازنه مابین این عناصر بود. یکی از عوامل اساسی وقوع انقلاب، بر اساس مطالعات من، این است که این عناصر سهگانه یا دوگانه، یعنی ایران و اسلام و تشیع، رودرروی هم قرار گرفتند و عنصر ایرانیت -به ضرر دیگری- رشد کاریکاتوری، سرطانی و غیرعادی پیدا کرد. از جمله عواملی که منجر به انقلاب شد، خروج از این تعادل تاریخی بین عناصر اساسی هویتبخش بود.
بعد از انقلاب اسلامی هم ما فراز و نشیبهایی داشتهایم. شما چگونه ارتباط بین این عناصر هویتبخش تاریخی را میبینید؟ آیا باید آنها را در تعارض با یکدیگر دید؟ آیا همانطور که برخی پیشنهاد میکنند، باید مانند انتخاب از منوی غذایی یکی را به ضرر دیگری کنار بگذاریم؟ یا اینها عناصری هستند که در کنار هم هویتبخش دولت و ملت ایراناند و هیچ دولت و ملتی نمیتواند عناصر بنیادین هویتبخش خود را جدا کن سوا کن کند و از همان ابتدا برخی عناصر را کنار بگذارد؟ شما به موضوع چگونه نگاه میکنید؟






