
تا به کی همچون طفیل جغد بر ويرانه ها؟
ما که از سنگ حوادث می توانیم خانه ساحت
روز سخت برای هر کسی معنای خاصی دارد. روزی که برای یک نفر سخت و جان فرسا است برای دیگری شاید روزی معمولی و ساده باشد. با هر معنایی از سختی، برای هر کسی در زندگی روزهای سخت بسیاری وجود دارد. حوادثی مانند روبرو شدن با مرگ یا جدا شدن از عزیزی که فرد به شدت به او نیاز دارد، بیماری سخت، از دست دادن اموال، از دست دادن شغل و اتفاق هایی که حتی اگر فرد آمادگی یا اطلاع از به وقوع پیوستن آن را داشته باشد، بسیار سخت است.نیچه فیلسوف بزرگ می گوید آنچه مرا نکشد مرا قوی تر خواهد ساخت. به زعم بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان علوم انسانی که سالها انسان را از همه زوایا مورد مطالعه قرار داده اند این جمله بیانگر این است که فردی که از روزهای سخت عبور میکند قوی ترو باهوش تر از قبل خود خواهد بود.حتی با پذیرش تمامی سخنانی که در فایده مواجهه با سختی و قداست رنج و صبوری و ثواب تحمل بیان شده اند باز نیاز به داشتن پشتوانه آگاهی و سواد عاطفی و اجتماعی برای عبور سالم از این روزها به ضرورت وجود دارد. این نیاز, ما را به داشتن درک صحیح از خود و آنچه که باید مراقبت کنیم آگاهی می سازد. فیلسوفان و اندیشمندان بسیاری به کمک انسان آمده اند تا به او در عبور از بحران و طوفانهای سخت در زندگی کمک کنند. در ادامه به ذکر چند توصیه کلیدی که در اغلب راهکارها مطرح شده اند می پردازیم.
توصیه اول : باید همیشه یادمان باشد که بخشی از زندگی و رشد کردن, تجربه غمها، مشکلات غیرقابلانتظار و پیش بینی نشده است. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. البته اغلب تجسم این واقعیت تلخ دشوار است و معمولا در چنین موقعیتهایی ابتدا خشم و عصبانیت است که ابراز می شود (دومین مرحله در سندروم سوگ خشم و عصبانیت است حتی نسبت به فرد از دنیا رفته ای که سوگوار او هستیم ). حقیقت این است که اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر میرسند بد نیستند و حتی اگر اینگونه باشد که ما تصور میکنیم، باید آگاه باشیم که جهان واقعی بیرون در کنترل ما نیست و ما نمی توانیم چیزی را تغییر دهیم و این موقعیت فقط فرصتی برای قویتر شدن است.نه انکار، نه ستیز وجنگ بیهوده با وضعیتی که در کنترل ما نیست و نه تسلیم خشم و افسردگی شدن هیچکدام راهکاری بلند مدت و مفید نیست و باید تدبیر اندیشید, واقع بین بود و راهی برای کسب تجربه و یادگیری و بکار بستن دانش و توانایی برای سازگاری با وضع موجود و یافتن راهی برای رسیدن به وضعیت مطلوب یافت.
- آمادهسازی دانشآموزان کلاس اولی۲۵ مرداد ۱۴۰۴
توصیه دوم : به داشته و چیزهایی که دارید فکر کنید، نه چیزهایی که ندارید. به راه حل فکر کنید نه مشکل . مسئله مهم این است که فکری مثبت که الهامبخش شما باشد و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه دهد پیدا کنید. به آن فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما باید به خودتان یاد آوری کنید که شما صاحب ذهنی هستید که اگر بخواهید میتواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی و عبور از این شرایط همین ذهن کافی است.انسان در طول سالها زندگی خود بر روی کره خاکی تنها و تنها به مدد همین ذهن توانسته از سهمگین ترین سختی ها و مشکلات عبور کند فقط باید بر روی آن و توانمندی آن برای یافتن راهی برای عبور و چیره شدن بر افسردگی, ترس و نا امیدی تمرکز کرد. تجربه ها و وضعیتهای پیشین خودمان را هم که مرور کنیم به این نتیجه می رسیم که ذهن فعالمان در چه روزهای سختی به داد ما رسیده و از دل تهدید ها فرصتها را بیرون کشیده و رنج را به تجربه ای مفید تبدیل کرده است.
توصیه سوم : بپذیریم که شکست و سختی یکی از احتمالات قوی در زندگی همه ما است . به دست نیاوردن چیزی که میخواهیم حکمتی دارد. قدیمی ترها عقیده داشتند که خیلی وقتها نرسیدن به چیزی که میخواهیم خوش یمن است. شاید به این خاطر که مجبور میکند همه چیز دوباره ارزیابی شود و درهای جدیدی از فرصت و اطلاعات گشوده شود. هرچه زودتر بپذیریم که سختی و رنج روی دیگر سکه زندگی ما هستند سریعتر میتوانیم در زندگی پیش برویم. یک بحران را دعوتی برای یاد گرفتن یک چیز تازه ببینیم. به هر مشکل مثل یک تکلیف مدرسه نگاه کنیم. از خودتان بپرسید، “این موقعیت چه درسی میخواهد به من بدهد؟” هر موقعیتی در زندگی ما درسی برای آموختن دارد. بعضی از این درسها می توانند شامل این پیامها باشند: قویتر شوید. شفافتر ارتباط برقرار کنید. به شهودتان اعتماد کنید. عشقتان را ابراز کنید. ببخشید. فراموش کنید. چیزی جدید را امتحان کنید.جسورتر باشید و خلاصه اینکه حکیمانه تر به وقایع زندگی بنگرید. در هر شرایطی همیشه حداقل دو انتخاب پیش رویمان است. اگر نتوانیم چیزی را از نظر فیزیکی تغییر دهیم، میتوانیم تفکر خودمان را نسبت به آن تغییر دهیم. میتوانیم یا در تاریکی بنشینیم و یا اینکه راهی برای رسیدن به نور را از درون خود شروع کنیم و جنبه هایی از قدرت و توانمندی در خودمان را که قبلاً نمیدانستیم وجود دارند پیدا کنیم.
توصیه چهارم : سعی کنید از زمانتان هوشمندانه استفاده کنید و قدر لحظه ها در زندگی را بدانید. سعی نکنید با مشغول کردن خود به مسائل ناراحتکننده آن را هدر دهید. وقتتان را صرف چیزهایی کنید که شما را به سمت مقصدی که در نظر دارید پیش میبرد احساسات تغییر میکنند، آدمها تغییر میکنند، و زمان پیش میرود. می شود به اشتباهات گذشته چسبید یا اینکه آنها را رها کرده و برای خود احساس خوب و آرامش ساخت. هیچوقت نمیتوان ۱۰۰٪ مطمئن شد که کاری موثر خواهد بود اما میتوان ۱۰۰٪ مطمئن بود که هیچ کاری نکردن هیچ تاثیری نخواهد داشت. کاری انجام دادن حتی اگر نتیجه مورد دلخواه ما را نداشته باشد بسیار کارآمدتر از هیچ کاری نکردن است. پس، امتحان کنیم. یا موفق میشویم و یا یک درس زندگی میگیریم. در هر دو حال برنده خواهیم بود.
توصیه پنجم: این پند را همیشه پیش روی خود داشته باشید .همه چیز تغییر میکند اما فردا دوباره خورشید از همان جای قدیمی طلوع خواهد کرد. خبر بد: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست. خبر خوب: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست.یادمان باشد که به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد. مرور این پند حکیمانه ذهن را برای پذیرش و یافتن راهی برای انطباق, انعطاف و سازگاری با وضع جدید آماده تر می سازد. رابطه ای عمیق بین آنچه در افکار و ذهن مرور می شود و احساسی که ایجاد می شود وجود دارد و یادمان باشد که ما احساس را سریعتر از افکارمان درک می کنیم و برای تغییر احساس بد به خود و رنج به آرامش چاره ای جز تغییر اندیشه و نگرش به وضعیت و وقایع نداریم.
توصیه ششم : همانطور که باید از افکار منفی و نشخوارهای منفی ذهن خود دوری کرد از افراد منفی هم باید دوری کرد زیرا آنها اعتمادبهنفس و عزتنفس شما را مورد حمله قرار می دهند. سعی کنید ابتدا درخودتان نقاط قوت را پیدا کنید و بر آنها تمرکز کنید و اجازه ندهید که افراد با ذهنیت منفی انرژی و وقت شما را به هدر دهند.خودتان را از افراد منفی دور نگه دارید. هر زمان که منفیهای زندگی را از خودتان دور کنید، جا برای مثبتها باز خواهد شد. خود را با افراد مثبتی دمخور کنید که بهترینها را در شما میبینند.
توصیه هفتم : هر چیز در زندگی دو جنبه دارد. حقیقت هستی این است که نمیتوانیم انتظار داشته باشیم لذت را بدون احساس درد تجربه کنیم؛ شادی بدون ناراحتی؛ اعتماد بدون ترس؛ آرامش بدون بیقراری؛ پیشرفت بدون دلسردی هیچ معنایی ندارند.؛ زندگی دو روی سکه دارد نه یکی . یادمان باشد که اشکالی ندارد که برای مدتی از هم بپاشیم. لازم نیست همیشه وانمود کنیم که قوی هستیم و هیچ نیازی نیست که مدام ثابت کنیم که همه چیز خوب پیش میرود. نگران نباشید که بقیه چه فکری میکنند. اگر احساس می کنید که باید گریه کنید, گریه کنید، اشک ریختن عملی کاملاً سالم است. هر چه زودتر احساسات خود را تنظیم کنید، زودتر خواهید توانست دوباره لبخند بزنید. یاد آوری میکنم نمیتوانید همه اتفاقاتی که برایتان میافتد را کنترل کنید. اما میتوانید واکنش خودتان به آنها را کنترل کنید. زندگی همه آدمها نقاط مثبت و نقاط منفی دارد، اینکه شاد باشید یا نه بستگی به این دارد که روی کدام نقطه از زندگیتان متمرکز هستید.
توصیه هشتم : شفقت به خود. خودتان را هم باید دوست داشته باشید. راس هریس روانشناس مطرح قرن حاضر در توصیه هایی که برای عبور از بحران کرونا داشته بر شفقت به خود خیلی تاکید دارد. اگر دوستتان غمگین و مضطرب روبرویتان نشسته باشد به او چه توصیه هایی می کنید ؟ آیا توصیه می کنید که افسردگی کن, به روزهای تاریک و تیره فکر کن به سختی های پیش رو که احتمالا (دقت کنید که احتمالا نه حتما ) پیش خواهند آمد فکر کن ؟ یا اینکه او را به سمت امیدواری, پذیرش, کمک گرفتن و مثبت اندیشی به خود و وقایع سوق می دهید؟ مطمئنا دومی را توصیه می کنید. با خود نیز چنین کنید.
توصیه نهم : ارتباطتان با نزدیکان و افرادی که برایتان” دیگری مهم “هستند را محکم تر کنید. به قول یک نویسنده: وقتی در تاریکی هستید، دیگران را به داخل راه بدهید. شاید نتوانند شما را از دل تاریکی بیرون بیاورند، اما نوری که موقع ورودشان با خود داخل میآورند میتواند نشانتان دهد که “در” کجا است.در تمام مکاتب روانشناسی نوین رابطه و تاثیری که در سلامت روان دارد متغیر بسیار مهمی به شمار می رود. شاید احساس کنید که نیاز به تنهایی دارید و البته زمانی هم باید تنها باشید ولی فراموش نکنید که وجود دیگران در کنارتان مخصوصا دیگرانی که ارتباط با آنها به سرمایه عاطفی و اجتماعی شما مربوط می شود می تواند به شما در گذر از زمان سخت انرژی و توان مضاعف بدهد





